X
تبلیغات
رایتل
شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392

جمله...


آن قدر مرا سرد کرد …

از خودش ..

از عشقش ..

که حالا به جای دل بستن یخ بستم …

حالا به سمت احساسم نیا که لیز میخوری !!

نظرات (1)
behnam_717
شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:34 ب.ظ
منتظر نباش که شبی بشنوی


از این دلبستگی های ساده، دل بریده ام!


که عزیز بارانی ام را،در جاده ای جا گذاشتم!


یا در آسمان، به ستاره ی دیگری سلام کردم!


توقعی از تو ندارم!


اگر دوست نداری، در همان دامنه ی دور دریا بمان!


هر جور تو راحتی! باران زده ی من!


همین سوسوی تو، از آن سوی پرده ی دوری


برای روشن کردن اتاق تنهاییم کافیست!


من که این جا کاری نمی کنم!


فقط گهگاه


گمان دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم!


همین!، این کار هم که نور نمی خواهد!


می دانم که به حرفهایم می خندی!


حالا هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم


باران می آید!


صدای باران را می شنوی ؟!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد