X
تبلیغات
رایتل
شنبه 18 آبان‌ماه سال 1392

دل کوچک من


این روزها هم خوشحالم هم غمگین.....

نمیفهمم....

خودم هم حالم را نمیفهمم....

گاهی قند در دلم آب میشود و روحم به آسمان پر میکشد...

گاهی تنها دلم اتاقی میخواهد تاریک و سوت و کور...

که بنشینم گوشه کنارش و ثانیه به ثانیه ام را هم آغوش غم شوم

نمیدانم...

تنها چیزی که میدانم این است که این روزها دلم بچه میشود دمی میخندد

دمی میگرید و پا به زمین میکوبد

دمی بهانه های کودکانه میگیرد....

(دل کوچک من) آرام باش..... خودم هوایت را دارم....

شنبه 18 آبان‌ماه سال 1392

دلتنگی


  من مـانده ام و 16 جــلد لـغـتـنامه کـه هیچـکـدام از واژه هــایـشان


   مــترادف  * دلـتنگــــی *  نمیـــشود …


    کاش دهخدا  میـدانسـت دلـتنگــــی  درد دارد …  نه معـــــنــــــا


برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید

شنبه 18 آبان‌ماه سال 1392

عشق جدیدت



خـودم را آمـاده میکـنم بـرای رقـص


بـاید در جشـن آشنـایـی تو و عشـق جدیـدت


سنگـــ تمـام بگذارم



شنبه 18 آبان‌ماه سال 1392

مدتی است دیگر




مدتی است دیگر از تهِ دل نمیخندم

فقط لب هایم

نقشی به نام لبخند را بازی میکنند

تا کسی نفهمد بی تو چه میگذرد